شهید محمدعلی رجایی - بخش دوازدهم - رسانه خبری، علمی و فرهنگی رزمندگان شهید رجایی | رسانه خبری، علمی و فرهنگی رزمندگان
شهید محمدعلی رجایی – بخش دوازدهم

اسوه اخلاق حسنه و صفات عالی‏:

شهید محمدعلی رجایی به شهادت تمام کسانی که از دوران جوانی با وی مباشرت و معاشرت داشته ‏اند، یک انسان خود ساخته و برخوردار از سجایای عالی بود.

مشی ساده‏ زیستی او در دوران قبل و بعد از انقلاب زبانزد خاص و عام است. وی یکی از بهترین معلمین ریاضی تهران بود که از جمله یک بار به عنوان معلم نمونه به مراسمی فراخوانده شد تا از دست وزیر وقت فرهنگ(فرخ رو پارسا) مدال تقدیر بگیرد، ولی در آن مراسم حضور نیافت. تسلط و تبحر فوق العاده او در تدریس ریاضی باعث شد که او جهت تدریس در مراکز مختلف دعوت بشود، که با برخورداری از این آوازه می‏توانست با کلاسهای خصوصی و یا اضافه کار، تغییر جدی در زندگی خود ایجاد کند. اما مصلحت را در آن می‏دید که بجز اوقات موظفی بقیه ساعات فراغتش را صرف مبارزه و ارشاد جوانان با پیگیری امور فرهنگی و سیاسی بنماید.

بسیار کم غذا می‏خورد و در زندگی به حداقل ها اکتفا می‏کرد و این در حالی بود که همواره مبالغی از حقوقش را یا صرف مبارزه می‏کرد و یا به دوستان و همکاران و بستگان نزدیک خود که از تنگناهای مالی و معیشتی آنها با خبر بود کمک می‏نمود. دوستان و شاگردان او سالها وی را با یک کت و شلوار قهوه‏ای رنگ ساده می‏دیدند. ثبات و سادگی پوشش او مانند متانت، صفا و تواضعی که در رفتار از خود نشان می‏داد، برای همه آموزنده بود.

پیش از انقلاب و پس از آن هرگز بر سفره‏ های چرب و شیرین ننشست و اگر به ضرورت ناچار می‏شد، جز از یک غذا استفاده نمی‏نمود. وی حتی هنگامی که به مهمانی بستگان خود می رفت نیز همین رویه را دنبال می‏نمود و در مهمانی هایی که می‏داد نیز اصل سادگی و پرهیز از تشریفات را رعایت می‏کرد، به گونه‏ای که دیگران از او درس سادگی و زهد می‏آموختند.

در عرصه تدریس به عنوان یک معلم دلسوز تمام توان و تسلط و تجربه و ابتکارات خود را به کار می‏گرفت و در کنار تدریس، شاگردانی را که به آینده آنها بسیار امیدوار بود، با مفاهیم دینی و سیاسی آشنا می‏ساخت. وی به عنوان پدری مهربان، برخی از اوقات فراغت خود را بدون دریافت کمترین حقوقی صرف تدریس فوق‏العاده دانش ‏آموزانی که در درس او ضعیف بودند، اختصاص می‏داد.

در عرصه مبارزه هیچگاه دچار غرور و بی‏ احتیاطی نشد و هرگز فعالیت و مبارزه خود را منحصر به همکاری با یک گروه و جمعیت و سازمان نکرد.

کم سخن می‏گفت و بیشتر تأمل می‏کرد و در موقع اظهار نظر بسیار سنجیده و پخته مطالب خویش را بیان می‏نمود.

در عرصه مبارزه با اینکه با اغلب گروه های مبارز مخفی و نیمه مخفی و علنی همکاری داشت، اما کمترین اثر و نشانه‏ای از فعالیت های خود که موجب حساسیت ساواک و شبکه‏ های ارتباطی امنیتی آن بشود باقی نگذاشت.

به اسلام عزیز به عنوان محور و مدار و میزان تمامی عملکردها و فعالیت ‏ها و تلاش ها می‏ اندیشید و هر کس و هر فکر و عمل را جز در ارتباط با این میزان نمی‏شناخت.‏

میزان دوری و نزدیکی او در رفتارها و رابطه شخصی، خانوادگی و سیاسی‏اش جز بر اساس اصل اسلام مداری و باور و عمل به ارزشهای انقلابی استقرار نبود.

از مال دنیا ثروتی نیندوخت و خانه ساده و محقر او حتی در دوران نخست‏وزیری و ریاست جمهوری به همان وضع ساده دوران معلمی‏اش در سالهای پیش از انقلاب باقی ماند.

در منزل شهید محمدعلی رجایی حتی در تابستان اثری از کولر و وسایل خنک کننده دیده نمی‏شد. به رغم اصرار دوستان و همکاران هیچگاه حاضر نشد در استفاده از وسایل رفاهی که از سوی تعاوینها در اختیار مردم قرار داده می‏شد برای خود امتیازی قائل گشته و بهره‏ای از آن را نصیب خود سازد.

پس از مرحوم آیت ‏الله طالقانی که آشنایی با او را به عنوان سرآغاز تحول و بیداری در ذهن و زندگی خود می‏دید. به امام عشق می‏ورزید و خود را مقلد کوچک آن مرجع و زعیم و رهبر عزیز می‏دانست.

شهید محمدعلی رجایی از اعتماد به نفس عجیبی برخوردار بود. در گفتار بسیار منطقی بود و بر نظرات خود که بر مبنای تفکر و تعقل و استدلال ارائه می‏شد پافشاری و در برابر استدلالهای منطقی دیگران خاضع و خاشع می‏گردید.

رفتاری توأم با متانت و ادب داشت. پس از پیروزی انقلاب هرگز از مرز اعتدال خارج نگردید و کسانی را که در آن دوران پر تلاطم با آنها در مبارزه مشارکت داشت فراموش نکرد.

هر چند هرگز در عدول از خط امام که آنان مثل او بدان نمی ‏اندیشیدند، ذره‏ای تغییر موضع نداد و همچنان امام و دفاع از جمهوری اسلامی را سرلوحه و محور فعالیت‏های سیاسی خویش قرار داد.

به نقش روحانیت راستین و آگاه در مبارزه و بیداری نسل جوان همچون استاد شهد مطهری، ‏شهید دکتر باهنر که از دوستان قدیمی او بود و نیز شهید مظلوم دکتر بهشتی اعتقادی راسخ داشت و به خصوص در بعد نظم و تدبیر امور مبارزه و زندگی خویش آن چنانکه در زندان به همرزمان خود می‏گفت، از شهیدبهشتی بهره‏ای وافر برده بود.

دوران کوتاه مدیریت او در وزارت آموزش و پرورش و پس از آن در مسند نخست‏ وزیری و ریاست جمهوری یادآور مدیریتی درخشان با تکیه بر اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی بود. وی در این دوران کوتاه هرگز حقیقت را فدای مصلحت نکرد و بر اجرای قانون و عمل به ضوابط و پرهیز از روابط و خویشاوندگرایی در امور اصرار ورزید. همان سادگی و زهد قبل از انقلاب نیز در عرصه مدیریت وی با کمترین تغییر، آشکار و هویدا بود. تا جائی که برخی او را در مسند ریاست جمهوری با همان پوشش و رفتار ساده دوران معلمی‏اش در دهه‏ های چهل و پنجاه می‏دیدند.

تاریخ انتشار :

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۸:۱۷

بازدید :

1105 بازدید

ارسال توسط :

[ ]

لینک کوتاه :

https://razmandegan.org/site/?p=2836

به اشتراک بگذارید :